ایرانی
آمریکاییاروپایی
ترکیهای
کرهای
سایر کشورها
ایرانی
آمریکاییاروپایی
ترکیهای
کرهای
سایر کشورها
داستان این فصل در ادامه فصلهای گذشته و دربارهی مالک و روند انتقامگیری او از طلوعی است. تمامی شخصیتها در نسبت با مالک و میزان همکاری یا مخالفتشان با او برجسته میشوند. اینبار مالک، در پی انتقام مرگ میثم، تمام تلاشش را به کار میگیرد تا طلوعی را از میان بردارد. او در حالی خود را بیعلاقه به ثروت و هولدینگ نشان میدهد که در واقع حاضر نیست از مالکیت مجموعه و شکست سمیرا و دیگرانی که به او آسیب زدهاند، چشمپوشی کند.
No Data Found
در سریال زخم کاری خشونتهای متعددی از سوی شخصیتهای اصلی به نمایش گذاشته میشود؛ خشونتهایی که اغلب با نوعی تطهیر همراه هستند. از جمله مهمترین آسیبهای ناشی از این روند میتوان به تمایل به خودکشی، قتل، ضربوشتم و آزار و شکنجه اشاره کرد.
No Data Found
مالک و سمیرا همچنان با درگیریهای روانی ناشی از مرگ فرزندانشان دستوپنجه نرم میکنند و در سوگ آنها بهسر میبرند. کشته شدن فرزند سماوات و گرفتار شدن فرزندان طلوعی در بازیهای پیچیدهی مالک که به آوارگی آنها منجر میشود، از جمله مواردی است که حس رنج و اندوه را به مخاطب منتقل میکند.
No Data Found
زنان (مانند پانی، سیما و…) و مردان (مانند مالک، طلوعی و…) در مسیر تحقق اهداف خود، بهراحتی از برقراری رابطه با افراد دیگر سخن میگویند یا چنین خواستههایی را از دیگران مطرح میکنند. در همین راستا، پانی با مالک وارد رابطه میشود و تلویحاً نشان داده میشود که آنها در یک شب نیز با یکدیگر در ارتباط بودهاند.
No Data Found
در این شاخص، آسیبها شامل روابط چندضلعی میان شخصیتهاست که در بازنمایی آن، گاه بیعفتی و بیغیرتی به تصویر کشیده شده و حتی به نوعی ترویج میشود. روابط خاص میان زنان و مردان، خشونت خانگی و اختلافات خانوادگی از دیگر آسیبهای برجسته در سریال هستند. خانوادهها نیز عمدتاً بر پایه منافع شخصی و همدستیهای اقتصادی شکل گرفتهاند و در بستر این روابط، خیانت و تلاش برای کنترل متقابل بهطور مداوم دیده میشود.
No Data Found
مالک، سیما و سمیرا برای تمام اقدامات خشونتآمیز و قتلهایی که مرتکب میشوند، توجیهی به نام «انتقام» ارائه میدهند؛ گویی همین دلیل برای مجاز بودن هر جرم و خطایی کافی است. بازیهای قوی و باورپذیر این شخصیتها نیز باعث میشود مخاطب با آنها احساس همدردی کند و تا حدودی رفتارهایشان را توجیهپذیر بداند. در واقع، نوعی تطهیر شخصیتهای جنایتکار رخ میدهد که انگیزهی اصلیشان نه صرفاً انتقام، بلکه جاهطلبی و طمع شخصی است. از سوی دیگر، نمایش چهرهای خیرخواه و قانونمدار از شخصیتهایی مانند طلوعی و دکتر ـ که در عمل از عوامل اصلی فساد هستند ـ از دیگر جنبههای آسیبزای این بخش از سریال است.
No Data Found
در این فصل، برخی شخصیتها در مکالمات خود از لحن تند، کلمات نامناسب و گفتاری بیادبانه استفاده میکنند.
No Data Found
در این سریال، افراد زیادی از سیگار استفاده میکنند، اما شخصیت «مالک» بهعنوان فردی سیگاری که دارای جذابیت و نفوذ بالایی برای مخاطب است، بیش از دیگران در معرض دید قرار دارد. این امر میتواند بهنوعی ترویج مصرف سیگار تلقی شود.
No Data Found
در سریال، فساد ساختاری در سطوح بالا با شخصیتهایی چون طلوعی که به مقامات ارشد (مانند دکتر) وصل است، بهوضوح نمایش داده میشود. طلوعی آزادانه مفاسد خود را پیش میبرد، حتی در زندان امکاناتی برای پانی فراهم میکند. ناتوانی سیستم قضایی و انتظامی در مقابله با این فساد مشهود است، بهطوریکه ناچار به همکاری با فردی چون مالک میشوند که خود آلوده به فساد است و برخلاف ادعای تحتنظر بودن، همچنان مرتکب قتل شده، از کشور خارج میشود و در نهایت مدیر هولدینگ میگردد. دستمالچی، شخصیت امنیتی داستان، بازیچهی مالک است و آرامات که در ابتدا نفوذی معرفی میشود، در عمل به یک جاسوس دوطرفه بدل شده که فقط به منافع خود میاندیشد.
مدتی از مرگ میثم گذشته و مالک، که سمیرا را طلاق داده است، برای دستیابی به مدارکی که باعث آزادی موقت او شده، در دفتر کیمیا سکونت دارد. او با مشغولشدن به مسافرکشی، سعی دارد چهرهای منزوی و بیخبر از دنیا از خود نشان دهد. در جلسهای در ویلای شرکت، اعلام میکند که تا پیش از مشخصشدن انحصار وراثت، پول نروژیها را پرداخت نخواهد کرد.
در همین حال، سیما که از طلوعی کینهبهدل دارد و در گذشته به مالک علاقهمند بوده، پس از اصرارهای فراوان به او میپیوندد. سمیرا که هنوز به مالک دلبسته است، نسخهای از مدارک مهم را از سماوات گرفته، اما این امر به گوش دستمالچی میرسد. او از مالک میخواهد اصل مدارک را تحویل دهد، اما با دسیسهای که پسر سماوات در آن کشته میشود، مدارک نیز از بین میرود.
برای حذف پانی، مالک از حمید (پسر دیگر فرنهاد) استفاده میکند. حمید با پیشنهادی وسوسهانگیز، پانی را قانع میکند که سرمایهای که بابت سهام گرفته، در شرکتی ساختگی سرمایهگذاری کند و در نتیجه پانی هم پول و هم سهامش را از دست میدهد.
سیما فرزند همسر صیغهای طلوعی را یافته و با نقشهای او را به خانه پدرش میفرستد. از سوی دیگر، پانی با نقشه قصد نزدیکی به مالک را دارد اما مالک نیز برای او برنامه دارد. سمیرا وقتی از رابطه میان پانی و مالک باخبر میشود، زمینها را به طلوعی واگذار میکند. مالک که تصمیم به کشتن سمیرا دارد، وقتی متوجه میشود حاجعمو یکسوم اموالش را در وصیتنامه به سمیرا بخشیده، از تصمیمش منصرف میشود.
سیما، برادرزاده سادهلوح شفاعت اسپاد را وارد شرکت میکند، اما او فریب پانی را خورده و رابطه میان سیما و مالک را فاش میکند. مالک که از این افشاگری خشمگین است، پانی را به اتهام قتل به زندان میاندازد. در واکنش، طلوعی اسپاد را شکنجه میدهد تا به اطلاعات برسد. اما سیما طلوعی را متقاعد میکند که نزدیکیاش به مالک صرفاً برای کسب اطلاعات بوده است.
مالک درمییابد مدارکی که برای افشای تخلفات طلوعی نیاز دارد، در کارگاه قدیمی مخفی شدهاند. او آنها را برای برادر طلوعی ارسال میکند. با فاششدن ماجرا، طلوعی از کشور میگریزد. سپس مالک به سراغ آرمات رفته و به او هشدار میدهد که از بازی دوطرفهاش باخبر است و با در اختیار داشتن مدارک علیه دکتر، میتواند او را جایگزین کند.
در همین زمان، مالک اسپاد را ابتدا به انسیه و سپس به سمت فرناز سوق میدهد و با صحنهسازی، وانمود میکند که اسپاد کشته شده و فرناز را بهعنوان قاتل معرفی میکند. همچنین همسر سابق معتاد انسیه را کشته و قتل را به گردن انسیه میاندازد. پس از این حوادث، با دریافت وکالت دختران طلوعی، آنها را به ترکیه میفرستد. مالک سپس سیما را برای کشتن طلوعی راهی ترکیه میکند.
سمیرا که از این نقشهها بیاطلاع است، به موضوع مشکوک شده و مخفیانه به ترکیه میرود. اما سیما از کشتن طلوعی عاجز میماند و در نهایت خود مالک سر میرسد و طلوعی را میکشد. در جلسه نهایی هیئت مدیره، مالک بهعنوان مدیرعامل انتخاب میشود. سمیرا که از این موضوع به خشم آمده، با واکنش خشن مالک مواجه شده و مورد ضربوشتم قرار میگیرد.
زخم کاری، برخلاف بسیاری از سریالهای معمولی ایرانی، با بهرهگیری از گرههای داستانی متعدد، طرحهای پیچیده و ریتم تند در روایت، توانسته است مخاطب را از ابتدا تا انتها با خود همراه سازد. یکی از دلایل اصلی جذابیت این مجموعه، بازیهای قوی و اثرگذار بازیگران آن است که باعث میشود مخاطب بهراحتی با شخصیتها همذاتپنداری کند. این فصل در غالب 14 قسمت از شبکه خانگی فیلیمو پخش شد.
مسئلهی اصلی سریال در هر سه فصل، به مناسبات فاسد و جاهطلبی مالی افراد مرتبط با یک هولدینگ بزرگ اقتصادی مربوط میشود. در فصل نخست، فسادهای اخلاقی و مالی در سطح مدیران این هولدینگ به تصویر کشیده میشود. در فصل دوم، با ورود شخصیتهای پرنفوذی چون طلوعی و فرنهادزاده که در سطوح بالای اقتصادی کشور قرار دارند و در پروندههایی چون پولشویی، قاچاق و حتی قتل نقش دارند، ساختاری فاسد و بیقانون از حکومت به نمایش گذاشته میشود؛ جایی که عدهای به واسطهی نفوذ خود، میتوانند پروندهها را به هر سرانجامی برسانند یا آنها را بینتیجه رها کنند و این قدرت را در جهت حذف رقبای خود بهکار میگیرند.
در فصل سوم نیز با معرفی «دکتر» بهعنوان فردی مردمی که با چهرهای فریبنده در انتخابات رأی آورده اما سردسته مفاسد است، و همچنین با ترسیم شخصیت «آرامات» بهعنوان نفوذیای که در عین وابستگی امنیتی، اهل زد و بند با باند دکتر است، تصویر فاسد کلان حکومتی تثبیت میشود. از سوی دیگر، شخصیت «دستمالچی» که عملاً هیچ کاری از پیش نمیبرد و بازیچه دست «مالک» است، نمونهای از بیتأثیری نهادهای رسمی در برابر این فساد است. عملکرد ناکارآمد پلیس و روند سادهی پروندهسازی توسط طلوعی و مالک ــ از قتل و درگیری گرفته تا تأسیس شرکتهای صوری، قاچاق انسان، پروندههای بزرگ اقتصادی، قاچاق نفت و ساخت پتروشیمی ــ عملاً چهرهای ناتوان و بیاثر از نهادهای امنیتی و انتظامی ترسیم میکند.
یکی از نکات قابل توجه دیگر سریال، تطهیر شخصیتهای مجرم و گناهکار است؛ روندی که در سالهای اخیر در آثار شبکه نمایش خانگی نیز دیده میشود. در این داستان، روایت بهگونهای پیش میرود که مخاطب، حق را به مجرم میدهد و میلی به دستگیری و مجازات او ندارد. در این فصل، «مالک» برای انتقام از افرادی که به او آسیب رساندهاند و سالها تحقیرش کردهاند، دست به هر اقدامی میزند و همه چیز را برای رسیدن به هدفش مباح میداند. افرادی چون «سیما» نیز با او همراه میشوند و حتی حاضرند «اسپاد» را قربانی کنند. این رویکرد سریال، نوعی ضدقهرمانپروری است؛ جایی که شخصیت اصلی با وجود ارتکاب اعمال غیراخلاقی، با تکیه بر هوش، کاریزما و نیت ظاهریاش برای حذف افراد فاسدتر، مورد پذیرش و حتی تحسین مخاطب قرار میگیرد.
زنان نیز در این فصل، حضور پررنگی دارند و بسیاری از رویدادهای اصلی حول محور آنها شکل میگیرد؛ اما نگاه سریال به زنان، همچنان در چارچوبی مردانه باقی مانده است. شخصیتهای زن سریال نه با ویژگیهای احساسی یا نقشهای سنتی، بلکه با جاهطلبی، حس انتقام و حتی خشونت تعریف میشوند. شخصیتهایی چون «سمیرا» و «سیما» در ابتدا از درد و رنج ناشی از مرگ فرزندانشان بهره میبرند، اما در نهایت، روشن میشود که جاهطلبی شخصی و تمایل به نزدیکی به «مالک»، نقش اصلی در انتخابهای خشن و خونبار آنها دارد؛ انتخابهایی که حتی قربانیانی چون «عبدی» را نیز در بر میگیرد.
در میان زنان سریال، شخصیت «سمیرا» تصویر بسیار منفیای از زن جاهطلب ارائه میدهد؛ زنی که با تحقیر دیگران و بازی با احساسات افراد، میخواهد بر خانواده (از طریق کنترل «مالک») و جامعه (با تسلط بر هولدینگ) مسلط شود. این تصویر باعث میشود که حتی خشونت فیزیکی شدید «مالک» علیه او، نهتنها برای بیننده آزاردهنده نباشد، بلکه با رضایت و خشنودی مخاطب همراه شود؛ امری که خود نشانهای از شکل تازهای از خشونت علیه زنان در آثار نمایشی است.
نکتهی مهم دیگر در سریال، مفهوم خانواده است. با وجود آنکه اغلب شخصیتها در ظاهر خانواده دارند و از انگیزههای خانوادگی سخن میگویند، اما در واقعیت، جاهطلبی و منافع شخصی عامل اصلی رفتارهای آنان است. خانوادهها در این سریال عمدتاً براساس منافع و همدستیهای اقتصادی شکل گرفتهاند. بهعنوان نمونه، رابطهی «سیما» و «شفاعت»، یا «سمیرا» و «مالک» که حتی در جایی گفته میشود «ریزآبادی» زن صیغهای خود را به «مالک» سپرده تا در کنترلش باشد. همچنین، سمیرا و مالک تصمیم میگیرند با تظاهر به یک خانواده عاشق، از خانواده ریزآبادی انتقام بگیرند، اما در تمام مدت، میان آنها خیانت و کنترل متقابل جریان دارد و «مالک» حتی در جایی تصمیم به قتل «سمیرا» میگیرد.
شخصیت «طلوعی» نیز دو همسر و روابط پنهان متعددی دارد و اگرچه در ظاهر نگران آینده دخترانش است، اما در حقیقت، تنها به نجات خود و منافعش میاندیشد. بههمین دلیل، دخترانش نیز بهراحتی از او دل میبرند. در مجموع، سریال تصویری مثبت یا امیدبخش از روابط خانوادگی ارائه نمیدهد.
با در نظر گرفتن خشونت فراوان، قتلهای پیاپی، فضای تاریک و شخصیت اصلی جاهطلبی که برای دستیابی به هدفهایش آدمها را قربانی میکند و از او بهعنوان یک قهرمان یاد میشود، این سریال برای گروه سنی زیر ۱۵ سال مناسب نیست؛ چرا که ممکن است تأثیرات منفی جدی بر نگاه آنها به اجتماع و اخلاق داشته باشد.



