ایرانی
آمریکاییاروپایی
ترکیهای
کرهای
سایر کشورها
ایرانی
آمریکاییاروپایی
ترکیهای
کرهای
سایر کشورها
imdb :
از
رأی
«جی. رابرت اوپنهایمر»، دانشمندی که پروژهٔ بمب اتم را هدایت کرد، پس از جنگ بهدلیل اختلافات سیاسی و گذشتهٔ جنجالیاش توسط «لوئیس استراوس» تحت فشار قرار میگیرد و برای حفظ اعتبار و حقیقت مجبور میشود در برابر سیستم دولتی که زمانی به او تکیه داشت، دفاع کند.
No Data Found
فیلم از چند صحنه و اشارهٔ مستقیم به خشونت استفاده میکند. جین تاتلاک که دچار مشکلات روانی است خودکشی میکند و این رویداد تأثیر عاطفی سنگینی بر اوپنهایمر میگذارد. پس از انفجار بمب اتم در هیروشیما و ناکازاکی، اوپنهایمر در یک سخنرانی عمومی دچار توهمهای ناشی از احساس گناه میشود و تماشاگران را در ذهن خود بهشکل افرادی با پوست آسیبدیده و سوخته میبیند. همچنین فیلم بهطور مستقیم به مرگ حدود ۲۲۰ هزار نفر در این دو بمباران اشاره میکند و پیامدهای انسانی و فاجعهبار این رویداد را یادآوری میکند.
No Data Found
عمده آسیب در این بخش پالایش شده است، اما نمایش کوتاه بالاتنه برهنه اوپنهایمر در خانه جین که با حالت خاصی نشسته است وجود دارد.
No Data Found
اوپنهایمر با تعدادی از زنان که متاهل هم هستند در رابطه بوده است.
No Data Found
فیلم در بخشهایی به آسیبهای خانوادگی ناشی از رفتارهای شخصی اوپنهایمر میپردازد. او پیش و پس از ازدواج با کاترین همچنان رابطهاش را با جین ادامه میدهد و حتی پیش از جدایی کاترین از همسرش با او وارد رابطه میشود و باعث بارداری او میگردد. همزمان اشاره میشود که اوپنهایمر با همسر یکی از همکارانش نیز رابطه داشته و در جلسهٔ محاکمه با شنیدن این موضوع که آن همکار بهخاطر این رابطه دق کرده، بیاعتنا میخندد و میگوید او اصلاً خبر نداشته است. در یکی از موقعیتها، رابرت در حالی که کاترین هنوز متأهل است، او و همسرش را با هم دعوت میکند و کاترین به او میگوید واضح است که همسرش در این جمع هیچ اهمیتی ندارد. فیلم همچنین به تنشهای زناشویی آنها اشاره دارد و حتی ژنرال لسلی با کنایه دربارهٔ بارداری کاترین و هزینههای «افزایش جمعیت» اوپنهایمر را دست میاندازد.
No Data Found
فیلم تا حدی رویکردی تطهیرکننده نسبت به اوپنهایمر دارد، زیرا تصمیم او و آمریکا برای استفاده از بمب اتم، با وجود اینکه جنگ جهانی دوم رو به پایان بود و ژاپن در موقعیتی ضعیف قرار داشت، بهعنوان اقدامی برای پایان سریعتر جنگ نمایش داده میشود. در روایت فیلم، استدلال آنها این است که با این حمله میتوان جان «پسران آمریکایی» را نجات داد و از تلفات بیشتر جلوگیری کرد، و حتی این اقدام را نوعی بازدارندگی برای جنگهای آینده معرفی میکنند. این در حالی است که بمباران هیروشیما و ناکازاکی به مرگ حدود ۲۲۰ هزار غیرنظامی انجامید؛ اما فیلم بیشتر بر احساس گناه شخصی اوپنهایمر تمرکز میکند تا مسئولیت مستقیم او در این تصمیم سیاسی و نظامی، و همین امر میتواند نوعی تعدیل نقش او در این فاجعه تاریخی تلقی شود.
در اواخر دههٔ ۱۹۵۰، نامزدی لوئیس استراوس برای وزارت بازرگانی در جلسهٔ استماع سنا بهدلیل نقش او در لغو مجوز امنیتی جی. رابرت اوپنهایمر زیر سؤال میرود. این ماجرا به تصمیم هیئتمدیرهٔ کمیسیون انرژی اتمی در سال ۱۹۵۴ برمیگردد؛ جایی که استراوس با سازماندهی یک روند شبهدادگاهی، نفوذ سیاسی اوپنهایمر را از بین برد.
روایت فیلم به گذشته برمیگردد و مسیر تبدیل اوپنهایمر از دانشمند جوان فیزیک کوانتوم به چهرهٔ اصلی پروژهٔ منهتن را دنبال میکند. او در سفرهای علمی اروپا با ربی و هایزنبرگ آشنا میشود و پس از بازگشت به آمریکا، در برکلی فعالیت میکند؛ جایی که روابطش با اعضای حزب کمونیست، از جمله جین تاتلاک و هاکون شوالیه، بعدها به ضررش تمام میشود. با آغاز رقابت هستهای، او هشدار میدهد که آلمان نازی به رهبری هایزنبرگ بهسرعت در مسیر ساخت بمب حرکت میکند. در سال ۱۹۴۲ او بهدست ژنرال گرووز به ریاست آزمایشگاه لوسآلاموس منصوب میشود و با تیمی از دانشمندان برجسته به ساخت سلاح هستهای میپردازد.
آزمایش ترینیتی موفقیتآمیز است و بمبها در نهایت علیه ژاپن استفاده میشوند. با وجود ستایش عمومی، اوپنهایمر احساس گناه میکند و در دیداری با ترومن برای کنترل تسلیحات اتمی موضع میگیرد. با آغاز جنگ سرد، دیدگاههای او با سیاستهای استراوس در تضاد قرار میگیرد و همین موجب حذف او از عرصهٔ سیاسی میشود. شهادت دیوید هیل در دههٔ ۱۹۵۰ به افشای اقدامات استراوس کمک میکند و نامزدی او رد میشود. در سال ۱۹۶۳، دولت آمریکا با اعطای جایزهٔ انریکو فرمی تا حدی با اوپنهایمر آشتی میکند.
فیلم اوپنهایمر محصول سال ۲۰۲۳ و ساختهٔ کریستوفر نولان است؛ اثری بیوگرافیـهیجانی که زندگی جی. رابرت اوپنهایمر، فیزیکدان نظری آمریکایی و چهرهٔ اصلی توسعهٔ اولین سلاح هستهای در جریان جنگ جهانی دوم را دنبال میکند. فیلم بر اساس کتاب «پرومتئوس آمریکایی» ساخته شده و دورهای طولانی از تحصیل، فعالیت علمی، نقش محوری او در پروژه منهتن و سپس سقوط سیاسی او در جریان جلسهٔ استماع امنیتی سال ۱۹۵۴ را روایت میکند. حضور گسترده بازیگران مطرح، از جمله کیلین مورفی در نقش اوپنهایمر و رابرت داونی جونیور در نقش لوئیس استراوس، اجرای فیلم را به نقطهٔ قوت مهمی تبدیل کرده است. این اثر با وجود محتوای سنگین و زمان طولانی، در اکران جهانی موفقیت قابل توجهی به دست آورده و جوایز متعدد از جمله اسکار بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را کسب کرده است.
فیلم با جلسهٔ استماع سنا دربارهٔ نامزدی لوئیس استراوس آغاز میشود؛ جلسهای که به گذشته و نقش او در حذف سیاسی اوپنهایمر اشاره دارد. روایت سپس به زندگی علمی و شخصی اوپنهایمر بازمیگردد؛ از دوران تحصیل در اروپا و فعالیت علمی در برکلی تا ارتباطات او با برخی اعضای حزب کمونیست که بعدها برایش هزینهساز میشود. با آغاز جنگ جهانی دوم، او بهعنوان مدیر آزمایشگاه لوسآلاموس انتخاب میشود و تیمی از برجستهترین دانشمندان را برای توسعهٔ بمب اتم گرد هم میآورد. پس از آزمایش موفقیتآمیز ترینیتی و تحویل بمبها، دولت آمریکا آنها را در هیروشیما و ناکازاکی بهکار میگیرد. اوپنهایمر پس از جنگ بهشدت دچار عذاب وجدان میشود و در برابر توسعهٔ بیشتر سلاحهای هستهای موضعگیری میکند؛ موضعی که با منافع سیاسی و نظامی دولت آمریکا همسو نیست. در نهایت، استراوس روندی شبهدادگاهی را علیه او راه میاندازد و مجوز امنیتیاش لغو میشود. سالها بعد، دولت آمریکا با اعطای جایزه انریکو فرمی سعی میکند با او آشتی کند، اما خسارت سیاسی واردشده جبران نمیشود.
فیلم بر چند محور اصلی استوار است:
نخست، روابط پیچیده میان علم و سیاست. اوپنهایمر بهعنوان دانشمندی برجسته وارد فضای امنیتی آمریکا میشود و در نهایت قربانی همان ساختار قدرتی است که به او تکیه کرده بود.
دوم، مسئولیت اخلاقی در علم. فیلم نشان میدهد که نوآوری علمی، حتی اگر با نیت پایان جنگ انجام گیرد، میتواند به فاجعهای انسانی تبدیل شود و دانشمندان از پیامدهای کار خود جدا نیستند.
سوم، رقابت تسلیحاتی و توهم صلح. سازندگان نشان میدهند که ادعای پایان دادن به جنگ با بمب اتم، در عمل به آغاز دورهای طولانی از رقابت هستهای و تهدید جهانی منجر شد.
چهارم، تطهیر ضمنی اوپنهایمر. فیلم تا حدی استفاده از بمب را اقدامی ضروری برای پایان جنگ نمایش میدهد و این روایت میتواند نقش او در فاجعه انسانی ۲۲۰ هزار قربانی را تعدیل کند.
از مضامین فرعی میتوان به بیثباتی قدرت سیاسی، تنهایی دانشمند، شکنندگی موقعیت اجتماعی و استفاده از شخصیتپردازی چندلایه اشاره کرد.
فیلم از نظر بازیگری یک تولید قدرتمند است. کیلین مورفی با اجرای دقیق نقش اوپنهایمر توانسته ویژگیهای ذهنی، اضطرابها و تناقضات شخصیت را بازتاب دهد. رابرت داونی جونیور نیز در نقش استراوس نقشآفرینی متفاوت و عمیقی ارائه میکند. رویکرد نولان در روایت غیرخطی ـ ترکیب خطوط زمانی رنگی و سیاهوسفید ـ کمک میکند پیچیدگی سیاسی و علمی ماجرا بهتر دیده شود. طراحی صحنه، موسیقی و صدا نیز کیفیت حرفهای فیلم را تقویت کردهاند. فیلم از نظر تاریخی نیز در بازسازی فضای دهههای ۴۰ و ۵۰ آمریکا دقت نسبی دارد. با وجود ارزشهای هنری، فیلم با ضعفهایی روبهروست. ریتم روایت در برخی بخشها کند و طولانی است و حجم گفتوگوهای تخصصی ممکن است برای مخاطب عمومی خستهکننده باشد. شخصیتپردازی زنان محدود و تابع روابط عاشقانه با اوپنهایمر است و عمق مستقل ندارند. فیلم در بخشهایی تاریخ را سادهسازی میکند و با تمرکز بر احساس گناه اوپنهایمر، نقش واقعی او در تصمیمگیری سیاسی تضعیف میشود. همچنین فیلم گاهی تلاش میکند او را قربانی ساختار سیاسی نشان دهد، درحالیکه نسبت او با پیامدهای فاجعهبار بمب اتم پیچیدهتر از این تصویر است.
فیلم شامل محتوای خشونتآمیز، جنسی و سیاسی است. اشاره به خودکشی جین، نمایش کابوسهای اوپنهایمر از بدنهای سوخته قربانیان بمب اتم، اشاره به مرگ ۲۲۰ هزار نفر و صحنهای که احتمال قتل جین توسط نیروهای دولتی را القا میکند، از نمونههای خشونت فیلم است. فیلم همچنین روابط نامشروع متعدد اوپنهایمر را بدون قبح جدی نشان میدهد؛ از رابطه همزمان با جین و کاترین تا رابطه با همسر یکی از همکارانش. مصرف الکل و پیپ، همراهی با روابط خارج از عرف و عادیسازی بخشی از این رفتارها برای مخاطبان نوجوان میتواند آسیبزا باشد. علاوه بر این، فیلم با وجود نقدهایی که مطرح میکند، در لایههایی نگاه نرمتری نسبت به تصمیم آمریکا در استفاده از بمب اتم ارائه میدهد و این میتواند پیام تاریخی را دچار انحراف کند.
به دلیل خشونت، محتوای جنسی، نمایش روابط نامشروع، اشاره به فاجعه انسانی، لحن سنگین سیاسی و مضمون پیچیده علمی، فیلم برای افراد زیر ۱۷ سال مناسب نیست. هرچن در نسخه پالایش شده از شدت آن کاسته شده است. برای نوجوانان و حتی برخی بزرگسالان، فهم درست پیامها نیازمند آگاهی تاریخی و علمی بیشتری است.
در مجموع، اوپنهایمر اثری مهم در کارنامه کریستوفر نولان و یکی از شاخصترین فیلمهای بیوگرافی سالهای اخیر است. فیلم در جنبههای بصری، بازیگری و روایت تاریخی عملکرد موفقی دارد، اما به دلیل رویکرد خاص کارگردان نسبت به شخصیت اوپنهایمر و استفاده از روایتهای گزینشی، نمیتوان آن را بازتاب کامل و بیطرفانهای از واقعیت دانست.



